گندمزار

به گلها ، خارها ، گنجشک دادی

به گندمزارها ، گنجشک دادی

تشکر می کنم ، در قحطی عشق

به شعرم بارها گنجشک دادی

*

 

پیراهن

اگر زخم تنت ، پیراهنم بود ...

پُر از رقصیدنت ، پیراهنم بود ...

من و تو - هر دو - یک گنجشک بودیم

اگر پیراهنت ، پیراهنم بود

*

عاشقی

نمی دانم در اینجا ، چند گنجشک ...

گره خورده دلم با چند گنجشک ؟

دو بیتی در دو بیتی ، عاشقی را

ادامه می دهم تا چند گنجشک ؟

*

باور

برای تو نگاهی تر نکردند

گُلی را قد تو ، پر پر نکردند

« دل گنجشکها تُرد است » صد بار

به مردم گفتم و باور نکردند

*

سنگ

چرا شعری نخوانم ، سنگ باشم

فقط ساکت بمانم ، سنگ باشم

نگاهم لهجه گنجشک دارد

چگونه می توانم سنگ باشم ؟

*

انسان

تو می خواهی مرا انگار ، گنجشک !

نگاهم می کنی هر بار ، گنجشک !

چه احساس عجیبی با تو دارم

کمی انسانم و بسیار گنجشک

*

جان ِ مریم

( برای محمد نوری )

١

برایش از غم دنیا بخوانی

و از احساس آدمها بخوانی

دلش می خواست این گنجشک تنها

برایش "جان ِ مریم" را بخوانی

٢

هم از شادی ، هم از غم ، جان ِ مریم !

هم از باران ِ نم نم ، جان ِ مریم !

دل گنجشکها تنگ است ، ای کاش

بخوانی جان ِ مریم ... جان ِ مریم !

*

پَر شکسته

دو دست ِ خالی ام را می پسندند

دل پوشالی ام را می پسندند

فقط گنجشکهای پر شکسته

شکسته بالی ام را می پسندند

*

سفر

١

به من ، غمهای دنیا را سفر داد

سفر ، باران به چشمم بیشتر داد

سفر می خواست من تنها بمانم

سفر ، گنجشکها را بال و پر داد

٢

مرا دیوانه و شبگرد ، او کرد

مرا غمگین ،مرا دلسرد ، او کرد

سفر با دست خود ، گنجشک را بُرد

به او نفرین ، که هر چه کرد او کرد

*

دو بیتی

نه تنها دامنت گنجشک دارد

گُل پیراهنت ، گنجشک دارد

دو بیتی گفتنت را دوست دارم

دو بیتی گفتنت ، گنجشک دارد

 

همه این دو بیتی ها از آقای "سید حبیب نظاری" است که از وبلاگ ایشان (دریاچه قو ) برداشته ام .

*

 

دوشنبه ۱٩ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ توسط تقی دژاکام نظرات ()